بدون شک، انواع سرمایه ها نقش مهمی در فرایند تولید و رشد اقتصادی دارند. این سرمایه ها را می توان براساس توجه تاریخی اقتصاددانان، به پنج دسته سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی، سرمایه نمادین، و سرمایه مذهبی دسته بندی کرد.

درباره این سرمایه ها به دو مطلب مهم باید توجه کرد: فرایند شکل گیری این سرمایه ها، و فرایند تاثیرگذاری آنها بر تولید و متغیرهای اقتصادی. فرایند تاثیرگذاری اینها بر متغیرهای اقتصادی مهم بوده و در واقع به چارچوب نهادی موجود در جامعه وابسته است. در طول سالیان متمادی این سرمایه ها در اقتصاد ایران به شدت انباشت شده اند؛ اما تاثیرچندانی بر تولید و رشد نداشته اند. چرا؟

مثالی ساده برای بیماری اقتصادی کشور

برای رسیدن به پاسخ، با یک مثال ساده بحث را دنبال می کنم.

بازی فوتبال را درنظر بگیرید. برای یک بازی خوب (نتیجه برد برای باشگاه- عملکرد مفید و موثر و مولد اقتصادی)، نیاز داریم به:

۱٫ زمین چمن و استادیوم ورزشی مناسب (ساختار نهادی تولید محور)،

۲٫ بازیکنان حرفه ای و آموزش دیده (فعالین اقتصادی مولد و قوه مجریه کارا)،

۳٫ همکاری مناسب بین اعضای تیم به هنگام بازی و تمرینات ورزشی (سرمایه اجتماعی قوی)،

۴٫ قوانین خوب (قوه مقننه)

۵٫ اجرای دقیق قوانین بازی توسط داوران (حاکمیت قانون)،

۶٫ نظارت دقیق و بی طرفانه بر روند بازی ها توسط فدراسیون فوتبال و … (نهادهای نظارتی)،

۷٫ قضاوت درست در صورت بروز تخلفات ورزشی و غیر ورزشی (نهادهای حقوقی و قضایی- قوه قضاییه)

چرخه شوم فعالیت های نامولد، دولت های نامولد

قبلا و در نوشتاری با عنوان ” چرخه شوم فعالیت های نامولد، دولت های نامولد-۱″  مورد اول (زمین بازی خوب) تشریح شده است. موردهای ۴ تا ۷ نیز در نوشتار اول ” مانع زدایی ها در سال ۱۴۰۰″ در چار چوب بحث حاکمیت قانون نیز به طور خلاصه تشریح شد. در نوشتار حاضر به تشریح مختصر بند ۳ خواهم پرداخت. این تحلیل با این پیش فرض صورت گرفته است که در چارچوب قوانین فیفا (نهادها و سازمان های بین المللی) و مطابق با عرف بین المللی، بازی ها را دنبال می کنیم.

به گواه اعداد و ارقام:

– تعداد دانشگاهها و مراکر آموزش عالی، تعداد دانش آموختگان این مراکز، میزان تولید و انتشار کتاب و مقاله و روزنامه و تولیدات سایر رسانه های اجتماعی به سرعت در چند دهه گذشته افزایش یافته است. این مطالب نشانه هایی از افزایش (دست کم) کمیت سرمایه انسانی در اقتصاد ایران است.

– میزان سرمایه گذاری ایرانی ها در کشورهای همسایه و سایر کشورها در قالب خرید ملک و … (و یا فرار سرمایه های فیزیکی) و میزان مهاجرت نخبگان به سایر کشورها (فرار مغز ها و یا فرار سرمایه های انسانی) افزایش یافته است. این مطالب نشانه هایی از کاهش انباشت سرمایه انسانی و کاهش کیفیت آن است.

چرا چنین بوده است؟ آیا به لحاظ نظری، رابطه مثبتی بین انباشت سرمایه انسانی و فرار مغزها وجود دارد؟ پاسخ قطعا خیر است و چنین نظریه ای در ایران اصلاً وجود ندارد.