شش سال پیش، در آبان ۱۳۹۷، حکومت ایران برای مهار بازار طلا و ارز دست به اقدامی جنجالی زد: اعدام وحید مظلومین، مشهور به «سلطان سکه». دلالی که متهم بود با احتکار حدود دو تن سکه، نظام اقتصادی کشور را مختل کرده است. در آن زمان، هر سکه تمام بهار آزادی حدود چهار میلیون تومان قیمت داشت و تصور تصمیم‌گیران این بود که با حذف یک فرد شاخص و نمایش قدرت، بازار آرام خواهد شد. اما واقعیت چیزی جز شوک‌های مداوم و روند صعودی بی‌وقفه قیمت سکه نبود.

تنها در چند هفته پس از اعدام، سکه به بالای چهار و نیم میلیون تومان رسید و مسیر صعودی آن آغاز شد؛ مسیر صعودی‌ای که تا امروز، شهریور ۱۴۰۴، ادامه یافته و قیمت سکه را به بیش از ۵۵ میلیون تومان رسانده است؛ جهشی بیش از سیزده برابر.

اعدام به جای اصلاح: نماد یک سیاست شکست‌خورده

اعدام سلطان سکه بیش از آنکه اقدامی اقتصادی باشد، نمایشی سیاسی بود. تصمیم‌گیران گمان می‌کردند با حذف چند دلال، بازار آرام خواهد گرفت؛ اما سکه نشان داد که مشکل ریشه‌ای‌تر است: تورم ساختاری، بی‌ثباتی نرخ ارز، سیاست‌های پولی نامتوازن و کسری بودجه مزمن، عوامل اصلی صعود قیمت‌ها بودند. اعدام تنها صورت‌مسئله را پاک کرد، نه اینکه آن را حل کند.

روند قیمت سکه از آن زمان تاکنون، نمونه‌ای روشن از شکست سیاست‌های تنبیهی در اقتصاد ایران است. سکه، که باید تنها کالای زینتی یا ابزار پس‌انداز محدود بود، به پناهگاه اضطراری سرمایه‌های خرد و کلان تبدیل شد. هر بار که بوی تورم یا بی‌ثباتی سیاسی به بازار رسید، سرمایه‌گذاران و شهروندان برای حفظ ارزش دارایی‌های خود به خرید سکه روی آوردند و دولت را به تماشای جهش قیمت‌ها واداشت.

شش سال جهش پیوسته: از ۴ میلیون تا ۵۵ میلیون

نگاهی دقیق به مسیر قیمت سکه از سال ۱۳۹۷ تاکنون، تصویری کامل از بحران اقتصادی ایران ارائه می‌دهد:

۱۳۹۷: حدود ۴ میلیون تومان؛ پس از شوک ارزی و افزایش قیمت دلار از ۴ هزار به بالای ۱۵ هزار تومان.

۱۳۹۸: با تشدید تحریم‌ها و افزایش انتظارات تورمی، سکه بین ۵ تا ۷ میلیون تومان نوسان داشت.

۱۳۹۹: فشار حداکثری آمریکا و دلار ۳۰ هزار تومانی، سکه را به ۱۵ میلیون تومان رساند.

۱۴۰۰: امید به مذاکرات برجامی تا حدی بازار را آرام کرد و قیمت سکه بین ۱۰ تا ۱۲ میلیون تومان نوسان یافت.

۱۴۰۱: شکست مذاکرات و تشدید بحران‌های اقتصادی، سکه را بالای ۲۰ میلیون تومان برد.

۱۴۰۲: دلار در بازار آزاد به ۵۰ هزار تومان رسید و سکه ۳۵ میلیون تومان شد.

۱۴۰۴: دلار نزدیک به ۱۰۰ هزار تومان و سکه امامی بیش از ۵۵ میلیون تومان؛ افزایش بیش از ۱۲۵۰ درصدی نسبت به زمان اعدام سلطان سکه.

این ارقام، تنها شاخص‌های مالی نیستند؛ آن‌ها روایتگر بی‌اعتمادی عمیق مردم به پول ملی و ناتوانی سیاست‌گذاران در مهار تورم و کنترل بازار هستند.

پناهگاه اضطراری سرمایه‌های هراسان

سکه دیگر صرفاً کالایی زینتی نیست. در ایران امروز، نقشش فراتر از یک فلز گران‌بهاست: ذخیره ارزش در شرایط تورم افسارگسیخته،ابزار مقابله با سقوط ریال،نماد فروپاشی اعتماد عمومی به سیاست‌های مالی و پولی

هر جهش ناگهانی دلار، هر بحران سیاسی یا شکست مذاکرات بین‌المللی، به صف‌های طولانی در طلافروشی‌ها و بازار سکه می‌انجامد. دولت هر بار با بخشنامه، مالیات یا بگیر و ببند تلاش کرده قیمت‌ها را کنترل کند، اما بازار مسیر خود را می‌رود؛ مسیر هدایت‌شده توسط انتظارات تورمی و ترس عمومی.

سیاست‌گذاری نمایشی ناکام

اعدام سلطان سکه قرار بود نماد قدرت و هشدار باشد؛ اما اکنون نماد شکست سیاست‌های نمایشی در مواجهه با واقعیت‌های اقتصادی است. جهش بیش از ۱۲۵۰ درصدی قیمت سکه از زمان اعدام تا امروز، نشان می‌دهد که مشکل، نه در سلطان‌ها بلکه در ساختار اقتصاد است: تورم مزمن،کسری بودجه دولت،چاپ پول بدون پشتوانه،سیاست‌های ارزی متناقض،اقتصاد ایران درس سختی داده است: حذف یک فرد یا چند دلال، نمی‌تواند جایگزین اصلاحات ساختاری شود. وقتی اعتماد عمومی از بین می‌رود، هیچ طناب دار و حکم قضایی‌ای نمی‌تواند بازار را آرام کند.