کنکور در ایران دیگر یک آزمون ساده برای ورود به دانشگاه نیست؛ به یک صنعت میلیاردی تبدیل شده که در آن پول، بیش از استعداد، سرنوشت داوطلبان را تعیین می‌کند. امروز رتبه اول شدن، بیشتر از آن‌که محصول «تلاش فردی» باشد، نتیجه «سرمایه‌گذاری خانواده‌ها»ست. صنعتی که از دبستان آغاز می‌شود، در دبیرستان به اوج می‌رسد و در نهایت، پشت درهای دانشگاه‌های برتر کشور، صفی از برندگان و بازندگان مالی به جا می‌گذارد.

روز گذشته ویدیویی از نفر اول کنکور تجربی وایرال شده که دران خیلی آراسته و انگارکه از قبل میدانستند که قرار است چه کسی نفر اول شوند سایت سازمان سنجش را نگاه می کردند و با ذوق و خوشحالی که نفر اول شده اند اگر نگاهی به قبل از کنکور نفر اول بندازیم متوجه می شویم که پدر و مادر هر دو پزشک و متخصص هستند و برای اینکه دخترشان در کنکور موفق شوند حدود ۴۵۰تا ۵۰۰ میلیون هزینه کلاس های کنکور یا همان مافیای کنکور را پرداختند و جالب از این ها این است که برای اینکه استرس را از دخترشان دور کنند ان را به پاریس فرستاده بودند تا حداقل استرس کنکور را نداشته باشد اما برخی از روستا ها وشهر های کشور همچنین امکاناتی ندارند تازه بماند که سهمیه ها هم جای خود را دارند و فقط مردم عادی هستند که سهیمه ای از حضور در دانشگاه های معتبر ندارند.

بازار کنکور؛ سرمایه‌گذاری از دبستان تا دانشگاه

بر اساس بررسی‌های میدانی، خانواده‌های مرفه از سال‌های ابتدایی مدرسه فرزندانشان را وارد چرخه بی‌پایان آموزش خصوصی می‌کنند:مدارس غیرانتفاعی برند با شهریه‌های صد میلیونی سالانه؛کتاب‌های کمک‌درسی و آزمون‌های آزمایشی که هزینه آن‌ها سالانه به ده‌ها میلیون تومان می‌رسد؛کلاس‌های خصوصی و معلم‌های طلایی که ساعتی چند میلیون تومان دریافت می‌کنند.

در تهران و شهرهای بزرگ، بسیاری از خانواده‌ها برای کسب رتبه زیر هزار، به‌طور میانگین یک تا دو میلیارد تومان هزینه می‌کنند. این روند، کنکور را به «صنعتی سودآور برای مؤسسات آموزشی» و «کابوسی برای خانواده‌های متوسط و ضعیف» تبدیل کرده است.

نابرابری در نقطه شروع

آمار غیررسمی نشان می‌دهد بیش از ۷۰ درصد رتبه‌های زیر هزار از میان دانش‌آموزان مدارس غیرانتفاعی و سمپاد هستند. این یعنی حتی پیش از شروع آزمون، شانس برابری وجود ندارد.

در مناطق محروم، دانش‌آموزان با کمبود معلم متخصص، نبود امکانات و کتابخانه و حتی اینترنت دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

در پایتخت و شهرهای ثروتمند، داوطلبان با مشاور اختصاصی، کلاس آنلاین و ده‌ها منبع کمک‌درسی، چندین گام جلوتر قرار دارند.

این شکاف، همان چیزی است که جامعه‌شناسان «بازتولید نابرابری» می‌نامند؛ جایی که آموزش به جای عدالت، به ابزار تثبیت طبقه اجتماعی بدل می‌شود.

 تفاوت در هزینه‌های کلاس کنکور (تهران در مقابل شهرستان‌ها)

طبق گزارش‌ iranamozeshgah.com، هزینه کلاس‌های آموزش کنکور در شهرستان‌ها حدود ۲۰ تا ۴۰ درصد ارزان‌تر از تهران و مراکز استان‌ها است .

در تهران، طبق جدول منتشرشده توسط topkonkoor.com، هزینه کلاس‌ها به‌طور میانگین برای دوره‌های چند جلسه‌ای چنین است :

کلاس خصوصی آنلاین (مثلاً تجربی، ۲۰ جلسه): حدود ۵۰۰٬۰۰۰ تومان در هر جلسه → مجموع حدود ۱۰ میلیون تومان.

کلاس گروهی آنلاین: حدود ۲۵۰٬۰۰۰ تومان جلسه‌ای → مجموع حدود ۶ میلیون تومان.

کلاس حضوری نیمه‌خصوصی: ۳۰۰٬۰۰۰ تومان جلسه‌ای → مجموع حدود ۹.۶ میلیون تومان.

کلاس خصوصی حضوری برای درس تخصصی: ۶۰۰٬۰۰۰ تومان جلسه‌ای → مجموع حدود ۹.۶ میلیون تومان.

جمع‌بندی آنلاین فشرده: ۳۰۰٬۰۰۰ تومان جلسه‌ای → مجموع حدود ۳.۶ میلیون تومان.

در غرب تهران، هزینه هر درس در کلاس‌های کنکور بین ۳ تا ۱۲ میلیون تومان متغیر است؛ پرهزینه‌تر در مناطق شمالی تهران که نرخ‌ها از ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان برای هر درس هم گزارش‌شده‌اند .

این تفاوت‌ها نشان‌دهنده‌ی برتری اقتصادی قابل‌توجه دوره‌های آموزشی در شهرستان‌ها نسبت به تهران است.

تفاوت در دسترسی به موسسات و اساتید ممتاز

تعداد و کیفیت موسسات آموزشی: تهران میزبان برجسته‌ترین آموزشگاه‌های کنکور است: نظیر کارنامه‌خرد، پرستو، کیسان، قلمچی، هدف، ونوس و … که از معلمان برند یا مشهور استفاده می‌کنند .

سطح دسترسی و امکانات آموزشی: در منطقه‌بندی کنکور، مناطقی که سهمیه «منطقه یک» دارند (از جمله تهران و برخی کلان‌شهرها)، از امکانات آموزشی بسیفر بیشتری برخوردارند نسبت به مناطق دو و سه .

پیام‌ها و پیامدها

نابرابری ساختاری آموزشی: هزینه بالای آموزش و امکانات بیشتر در تهران باعث می‌شود داوطلبان شهرستانی در موقعیت نابرابرتری قرار گیرند.

رقابت نامساوی: دانش‌آموزان تهران با دسترسی به مؤسسات برند و اساتید شناخته‌شده، شانس بیشتری دارند در حالی که همتایان شهرستانی باید با گروه‌های کمتری از منابع رقابت کنند.

بازتولید طبقاتی آموزشی: این تفاوت‌ها در هزینه و فرصت آموزش، منجر به تثبیت طبقات اجتماعی در کنکور می‌شود؛ آن‌هایی که امکان مالی و جغرافیایی مناسبی دارند نسبت به دیگران برتری دارند.

رتبه اول؛ تبلیغ مؤسسات یا نماد تلاش؟

هر سال رسانه‌ها پر از مصاحبه‌های رنگارنگ با رتبه‌های برتر می‌شود. داستان‌هایی مثل «روزانه ۱۲ ساعت مطالعه» یا «هیچ تفریحی نداشت» به تیتر یک تبدیل می‌شود. اما بخش مهمی از ماجرا پنهان می‌ماند:

بیشتر رتبه‌های تک‌رقمی، مشتریان ثابت مؤسسات بزرگ آموزشی هستند.

نام و تصویرشان بلافاصله روی پوسترها و بیلبوردهای تبلیغاتی ظاهر می‌شود.

موفقیت فردی‌شان، به جای آن‌که در خدمت جامعه باشد، به ابزار بازاریابی مؤسسات تبدیل می‌شود

در این میان، هزاران دانش‌آموز مستعد که توان مالی نداشتند، حتی فرصت رقابت برای دانشگاه‌های معتبر را از دست می‌دهند.

پیامدهای اجتماعی و روانی

این روند تبعاتی عمیق برای جامعه دارد: سرخوردگی نسل جوان: وقتی موفقیت نه بر پایه تلاش که بر مبنای ثروت باشد، انگیزه تلاش از بین می‌رود.

بحران اقتصادی خانواده‌ها: بسیاری از خانواده‌های طبقه متوسط برای تأمین هزینه کنکور، وام می‌گیرند یا از پس‌انداز سال‌ها زندگی خرج می‌کنند.

مهاجرت نخبگان: حتی آن‌هایی که رتبه‌های درخشان می‌آورند، به دلیل نبود چشم‌انداز روشن در بازار کار، ایران را ترک می‌کنند.

کنکور؛ چرخه‌ای به سود چه کسانی؟

اگرچه کنکور در ظاهر برای انتخاب اصلح طراحی شده، در عمل تبدیل به ماشین پول‌سازی شده است: ناشران کتاب‌های کمک‌درسی، مؤسسات بزرگ آموزشی، مشاوران و معلمان خصوصی، همگی در این چرخه میلیاردی سود می‌برند. در مقابل، بازنده اصلی دانش‌آموزان مناطق محروم و خانواده‌های فرودست هستند.

سرابی به نام رتبه اول

کنکور میلیاردی نشان داد رتبه اول، لزوماً نشانه «استعداد برتر» نیست، بلکه اغلب محصول «سرمایه‌گذاری مالی» است. در کشوری که عدالت آموزشی قربانی تجارت شده، رتبه‌های برتر به جای امید، بیشتر نشانه شکاف طبقاتی هستند. در این میدان، جامعه استعدادهای واقعی‌اش را از دست می‌دهد و دانشگاه‌ها به جای پذیرش نخبه‌ترین‌ها، میزبان کسانی می‌شوند که بیشترین هزینه را پرداخته‌اند.