تحریمها، اقتصاد ایران را نهتنها محدود کرده، بلکه آن را به میدان بازی واسطهها و دلالان بینالمللی بدل ساخته است. بانکهای جهانی درهای خود را بستهاند، بیمههای حملونقل کنار کشیدهاند، و بازارهای رسمی منطقهای با احتیاط از معامله با ایران فاصله گرفتهاند. در این میان، آنچه باقی مانده شبکهای خاکستری از تجارت پنهان و پرهزینه است که به جای سودآوری برای اقتصاد ملی، جیب واسطهها و سودجویان را پر میکند.
صادرات رسمی به شدت افت کرده، بازارهای سنتی ایران در منطقه از دست رفته، و برند ایرانی به جای «ثبات و اعتماد»، مترادف با «ریسک و دردسر» شده است.
واردات کالاهای اساسی و مواد اولیه با وقفه و افزایش هزینهها مواجه است، بهطوریکه تولیدکنندگان داخلی به جای تمرکز بر کیفیت و نوآوری، تمام انرژی خود را صرف عبور از هزار مانع میکنند.
افزایش قیمت کالاها در بازار داخلی، فشار مضاعفی بر دوش مردم گذاشته و به رکود تورمی دامن زده است.
اما ریشه فاجعه تنها در تحریمها نیست. سوءمدیریت داخلی، فساد ساختاری و تصمیمات متناقض، اثر تحریمها را چند برابر کرده است. در حالی که بسیاری از کشورها توانستهاند با وجود محدودیتها، تجارت منطقهای و پیمانهای دوجانبه را تقویت کنند، ایران همچنان درگیر سیاستزدگی و وعدههای بیسرانجام است.
اگر امروز مسئولان به جای نشستن پشت میزهای همایش و تکرار شعارها، تصمیمی جدی و شجاعانه نگیرند، فردا اقتصاد ایران بیش از پیش به گروگان تحریمها و بیعملی داخلی بدل خواهد شد. تجارت، آیینه شفاف وضعیت اقتصاد است؛ و امروز این آیینه تصویری مخدوش، پر از ترک و شکستگی را نشان میدهد.
تجارت در زمان تحریم تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ روایت آشکار از ناکارآمدی سیاست و ضربه مستقیم به زندگی روزمره مردم است. و پرسش اصلی اینجاست: تا چه زمانی قرار است مردم هزینه بازیهای سیاسی را از جیب خالی خود بپردازند؟
- نویسنده : حسین کریمی






















Thursday, 29 January , 2026