اگر زلزله را بلای ناگهانی بدانیم، فرونشست همان زلزله خاموش است؛ بلایی که هر روز، بی‌صدا و بی‌رحم، زمین را میلی‌متر به میلی‌متر می‌بلعد. امروز تهران، اصفهان، مشهد، کرمان و کرج روی مین‌های خاکی بنا شده‌اند؛ شهرهایی که زیر پایشان تهی شده و هر لحظه ممکن است خیابان یا ساختمانی در کام زمین فرو رود.

کلانشهرهای ایران روی زمین‌های ترک‌خورده‌ای بنا شده‌اند؛ زمینی که هر روز بیشتر از دیروز فرو می‌رود، می‌شکند و به تهدیدی خاموش برای میلیون‌ها نفر بدل می‌شود. اگر زلزله را یک خطر ناگهانی بدانیم، فرونشست امروز همان زلزله خاموش است؛ فاجعه‌ای تدریجی که خانه‌ها، جاده‌ها، شبکه‌های آب و گاز و حتی میراث فرهنگی را تهدید می‌کند.

مرگ تدریجی شهرها

فرونشست یعنی مرگ آرام زیرساخت‌ها، خانه‌ها و اعتماد عمومی. هر سانتی‌متر فرو رفتن زمین، یک قدم به سمت نابودی آینده کلانشهرهاست. این بحران تنها اقتصادی یا عمرانی نیست؛ اجتماعی و امنیتی هم هست: بیکاری، مهاجرت اجباری، خطر انفجار خطوط گاز و فروپاشی بافت‌های تاریخی، همه جزو پیامدهای آن‌اند.

آمارهایی که لرزه به جان می‌اندازند

در جنوب غرب تهران، نرخ فرونشست سالانه به ۳۶ سانتی‌متر رسیده است. این یعنی در یک دهه آینده، زمین حدود ۳.۵ متر فرو خواهد نشست.

در اصفهان، رکوردی مرگبار ثبت شده: ۵۴ سانتی‌متر در سال؛ درحالی‌که آستانه بحرانی جهان تنها ۴ میلی‌متر است.

طبق گزارش‌های رسمی، بیش از ۷۰ درصد دشت‌های ایران در شرایط بحرانی یا فوق‌بحرانی‌اند.

این ارقام تنها عدد نیستند؛ معنایشان این است که بزرگراه‌ها، خطوط مترو، تأسیسات گاز، حتی میراثی مانند میدان نقش‌جهان اصفهان و بافت قدیم تهران، در حال نشستن روی زمینی هستند که هر لحظه خالی‌تر می‌شود.

ریشه بحران؛ وقتی خاک تشنه ماند و مدیران خوابیدند

کارشناسان بارها هشدار داده‌اند که برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی علت اصلی فرونشست است. بیش از نیم‌قرن است که برای توسعه کشاورزی و تأمین آب شرب، هزاران چاه عمیق و نیمه‌عمیق حفر شده و سفره‌های آب زیرزمینی به غارت رفته‌اند.

اما بحران فقط به آب محدود نمی‌شود:

گسترش بی‌برنامه کلانشهرها: رشد جمعیت شهری و توسعه ساختمان‌سازی بدون توجه به ظرفیت زمین.

بی‌توجهی به آمایش سرزمین: ساخت صنایع سنگین در مناطق خشک، که بار مضاعفی بر سفره‌های زیرزمینی تحمیل می‌کند.

سیاست‌های پوپولیستی آبی: یارانه سنگین برق برای پمپ‌های آب کشاورزی، که برداشت بی‌رویه را تشویق کرده است.

نتیجه؟ زمینی که قرن‌ها آب در دلش ذخیره بود، حالا به پوسته‌ای توخالی و شکننده تبدیل شده است.

فرونشست فقط خاک نیست، زندگی مردم است

وقتی زمین می‌نشیند، فقط آسفالت خیابان نمی‌شکند؛ زندگی مردم هم ترک برمی‌دارد.

امنیتی: فرونشست می‌تواند لوله‌های گاز و خطوط انتقال نفت را پاره کند؛ یعنی خطر انفجار در دل کلانشهرها.

اقتصادی: ترمیم خسارت‌های زیرساختی میلیاردها تومان هزینه دارد. یک کیلومتر جاده فرو‌نشسته، میلیون‌ها تومان بار مالی دارد.

اجتماعی: مهاجرت اجباری از روستاها و حاشیه شهرها آغاز می‌شود. ساکنان مناطقی که زمین‌شان فرو می‌رود، مجبور به ترک خانه‌هایشان می‌شوند.

فرهنگی: بناهای تاریخی، نماد هویت ملی، ترک برمی‌دارند و فرو می‌ریزند.

روایت‌های واقعی از دل فاجعه

یک زن ۵۰ ساله در محله‌ای از جنوب تهران می‌گوید:«هر سال دیوار خانه ما ترک‌های تازه برمی‌دارد. شوهرم می‌گوید این ترک‌ها از دل زمین است. ما بیمه نداریم، اگر خانه بریزد، کجا برویم؟»

در اصفهان، استاد دانشگاهی روایت می‌کند:

«سال‌ها هشدار دادیم که برداشت بی‌رویه آب، دشت اصفهان را نابود می‌کند. حالا ترک‌ها به بناهای تاریخی رسیده‌اند. اگر میدان نقش‌جهان فروبریزد، دیگر چه چیزی برای نسل‌های بعد باقی می‌ماند؟»

مقایسه با جهان؛ ایران در رتبه نخست خطر

در مکزیکوسیتی (مکزیک) فرونشست سالانه حدود ۳۰ سانتی‌متر است و همین باعث مهاجرت هزاران نفر شده.

در جاکارتا (اندونزی) نرخ فرونشست حدود ۲۰ سانتی‌متر در سال است، تا جایی که دولت اندونزی تصمیم گرفت پایتخت جدید بسازد.

در تهران و اصفهان اما نرخ‌ها از همه این‌ها بالاتر است؛ یعنی ایران در صدر فهرست خطرناک‌ترین نقاط جهان قرار دارد.

بی‌پاسخ‌ترین پرسش‌ها

چرا بحران فرونشست، که باید به‌عنوان «اولویت امنیت ملی» شناخته شود، هنوز به یک مسئله فرعی تقلیل داده می‌شود؟ چرا میلیاردها تومان خرج پروژه‌های نمایشی می‌شود، اما برای نجات زمین زیر پای مردم بودجه‌ای در نظر گرفته نمی‌شود؟

فرونشست از جنس فاجعه‌هایی است که اگر امروز چاره نشود، فردا دیگر برگشتی ندارد. وقتی زمین بنشیند، دیگر نمی‌توان آن را بلند کرد.

مرگ آرام کلانشهرها

فرونشست امروز نه یک پدیده طبیعی، بلکه محصول مستقیم بی‌تدبیری، غارت منابع و بی‌اعتنایی به علم است. هر سانتی‌متر فرونشست، یعنی یک قدم به سمت نابودی آینده. اگر همین امروز اقدامی جدی و ملی صورت نگیرد، تهران، اصفهان، مشهد و کرمان در دهه آینده به شهرهای نیمه‌ویران بدل خواهند شد؛ شهری که مردمش نه از زلزله، که از بی‌تدبیری حاکمان فرار خواهند کرد.