در حالی‌که تبلیغات گسترده‌ای از فروش اقساطی ویژه بازنشستگان در رسانه‌ها پخش می‌شود، واقعیت زندگی بخش زیادی از این قشر چیز دیگری است. حقوق پایین، نابرابری آشکار میان دریافتی‌ها و محدودیت در دسترسی به کالاهای باکیفیت باعث شده است تا این طرح‌ها بیشتر شبیه یک نمایش تبلیغاتی باشند تا راهکاری برای بهبود معیشت.

«بازنشستگان عزیز، با شرایط ویژه قسطی بخرید!»

شعار آشنایی است که این روزها روی بیلبوردهای شهری، در تلویزیون و حتی در پیامک‌های تبلیغاتی بارها دیده و شنیده می‌شود. اما کافی است سری به زندگی واقعی یک بازنشسته بزنید تا بفهمید این شعارها بیشتر از آن‌که امیدبخش باشند، طعنه‌ای تلخ به شرایط فعلی‌اند.

حقوقی که زنده‌مانی را تضمین نمی‌کند

بخش بزرگی از بازنشستگان امروز حقوقی کمتر از ۱۵ میلیون تومان دریافت می‌کنند. این عدد در بهترین حالت فقط بخش کوچکی از هزینه‌های یک زندگی معمولی را پوشش می‌دهد. اجاره خانه در تهران برای یک واحد متوسط به راحتی بیش از ۱۰ میلیون تومان است. حالا اگر دارو، قبض‌ها، خریدهای روزمره و هزینه رفت‌وآمد را هم اضافه کنیم، چیزی برای «رفاه» باقی نمی‌ماند.

یکی از بازنشستگان در گفت‌وگو با خبرنگار ما می‌گوید:

«ما هر ماه وسط ماه می‌میریم، آخر ماه دوباره زنده می‌شیم. حقوق فقط تا نیمه‌ی ماه دوام میاره، بعدش باید خدا رو شکر کنیم که هنوز نفس می‌کشیم.»

در چنین شرایطی، وقتی تبلیغ می‌گوید «یخچال فلان برند فقط ماهی ۸ میلیون قسط»، بازنشسته باید انتخاب کند: قسط بدهد یا دارو بخرد؟ تلویزیون قسطی بخرد یا پول برق تلویزیون قدیمی‌اش را بپردازد؟

برندهایی که مخصوص بازنشستگان نیستند

مشکل دیگر این طرح‌ها، محدودیت شدید در انتخاب برندهاست. بسیاری از فروشگاه‌ها فقط اجناس خاص و اغلب درجه‌دو را در قالب اقساط عرضه می‌کنند. به بیان ساده‌تر، بازنشسته اگر بخواهد هم از این طرح‌ها استفاده کند، نمی‌تواند سراغ برندهای باکیفیت و معتبر برود.

یک بازنشسته‌ی دیگر با خنده تلخ می‌گوید:

«این طرح‌ها شبیه ویترین لوکس مغازه‌هاست. می‌گی نگاه کن، ولی نخر. قسطش مال ماست، لذتش مال بقیه!»

به این ترتیب، طرحی که قرار بوده دست بازنشستگان را باز کند، عملاً فقط حق انتخاب‌شان را محدودتر می‌کند.

نابرابری فاحش در پرداخت حقوق‌ها

اما شاید بزرگ‌ترین درد بازنشستگان نه تبلیغات اقساطی، بلکه تبعیض آشکار در حقوق‌ها باشد. در حالی‌که بسیاری با حقوقی کمتر از ۱۵ میلیون تومان زندگی می‌کنند، عده‌ای دیگر در همان سیستم و با سابقه‌ی مشابه، بیش از ۴۰ یا حتی ۵۰ میلیون تومان دریافت دارند.

این تفاوت عجیب، پرسشی اساسی را پیش می‌آورد: چرا باید کسی که ۳۰ سال خدمت کرده، به سختی روزگار بگذراند، در حالی‌که همکارش در رفاه نسبی به سر می‌برد؟ مگر بازنشستگی یکسان برای همه تعریف نشده است؟

یکی از کارشناسان اقتصادی می‌گوید:

«این نابرابری‌ها اعتماد بازنشستگان را از بین می‌برد. احساس می‌کنند سال‌ها کار کرده‌اند اما در نهایت عدالت شامل حالشان نشده. همین حس بی‌عدالتی از کمبود درآمد هم دردناک‌تر است.»

وعده‌هایی که بیشتر به شوخی شبیه‌اند

در شرایطی که حقوق بازنشستگان کفاف حداقل‌های زندگی را نمی‌دهد، وعده‌ی خرید اقساطی کالاهای لوکس بیشتر شبیه شوخی است. بازنشسته‌ای که برای خرید گوشت باید حساب‌وکتاب کند، چطور می‌تواند قسط چندمیلیونی یک تلویزیون یا یخچال را بپردازد؟

به قول یکی از بازنشستگان:

«ما الان قسط دارو و قبض رو هم نمی‌تونیم بدیم، بعد می‌گن بیاید ماشین ظرفشویی قسطی بخرید. خب عزیز دل، ظرف رو با دست می‌شوریم، شما بیا حقوق رو درست کن!»

شعارها کافی نیست

واقعیت این است که بازنشستگان نیازی به شعار و بیلبورد ندارند. آن‌ها سال‌ها کار کرده‌اند تا دوران بازنشستگی آرامش و امنیت داشته باشند. اما امروز به جای آرامش، با دغدغه‌ی معیشت دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

اگر قرار است حمایتی از این قشر صورت بگیرد، باید واقعی باشد: عدالت در پرداخت حقوق برقرار شود.

طرح‌های حمایتی شامل کالاهای باکیفیت و برندهای واقعی شود.

اقساط متناسب با توان پرداخت بازنشستگان تعریف شود.

در غیر این صورت، تبلیغات پرزرق‌وبرق فقط یک چیز را به آن‌ها یادآوری می‌کند: فاصله‌ی عمیق میان وعده و واقعیت.