بازاری که در آن رابطه، به قرارداد اقتصادی بدل شده و پول، معیار اصلی سنجش عاطفه است.
روایتها از زیر پوست شهر
«حقوقم کفاف نمیداد»
مریم، دختر ۲۳ ساله، میگوید:«ماهانه ۷ میلیون از کار کافیشاپ درمیآوردم، اما اجاره خانه ۲۰ میلیون بود. شوگر بودن انتخابم نبود، اجبار بود. الان یکی ماهی ۲۰ میلیون میده، با این پول فقط زنده میمونم.»
«شوگرمامی با کارت طلایی»
امیر، ۲۵ ساله:«خانمی ۴۵ ساله از من خواست همراهش باشم. خرج ماهیانهم رو ۳۰ میلیون داد. همه چی رو حساب و کتاب کرد؛ حتی خرید سوپرمارکت با کارت طلاییاش.»
«دلالان رابطه»
یک ادمین ناشناس تلگرامی:«تقاضا خیلی زیاده. هر روز چندین دختر و پسر پیام میدن. ما فقط معرفی میکنیم و درصد میگیریم. این بازار از خرید و فروش ماشین هم پررونقتر شده.»
چرا دهه هشتادیها؟
بیکاری گسترده: نرخ بیکاری جوانان به بیش از ۲۶٪ رسیده است.
تورم افسارگسیخته: هزینه زندگی یک خانواده در تهران به طور متوسط ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان در ماه است، در حالی که حقوق پایه ۱۰ میلیون است.
ناامیدی از آینده: ۷۰٪ جوانان در نظرسنجیهای غیررسمی گفتهاند امیدی به خرید خانه یا پسانداز برای ازدواج ندارند.
شبکههای اجتماعی: تصاویر زندگی لوکس و بیدغدغه، فشار روانی مضاعفی ایجاد کرده و «رفاه سریع» را به اولویت بدل ساخته است.
ازدواج دختران جوان با مردان مسن، بیش از هر چیز معاملهای برای تأمین مالی است
امیرمحمود حریرچی گفت: «داستان ازدواج دختران جوان با مردان مسنتر در ایران پدیده تازهای نیست و سابقهای طولانی دارد. اما در یک دهه اخیر، شکل تازهای از این روند پررنگتر شده است؛ جایی که دختران، بهویژه زنان مطلقه، با مردانی در سنین بالاتر ازدواج میکنند تا از تأمین مالی بیشتری برخوردار شوند؛ از مسکن گرفته تا سایر امکانات. مردی که در سنین بالا با یک دختر جوان ازدواج میکند، معمولاً از موقعیت مالی برخوردار است که مردان جوانتر آن را ندارند. در چنین ازدواجهایی، انگیزه اصلی اغلب تأمین مالی است. دخترانی که از نظر مالی بینیاز هستند، معمولاً به این نوع ازدواج تن نمیدهند؛ اما آنهایی که در تنگنای مالی قرار دارند، چنین ازدواجی را راهی برای دستیابی به امنیت میدانند.»
وی افزود: «در سوی دیگر، برخی دختران میگویند احساس میکنند در این ازدواجها بر طرف مقابل تسلط بیشتری دارند. بهویژه که میان زن و شوهرهای همسن معمولاً درگیریها و دعواهای بیشتری پیش میآید، در حالی که در این نوع ازدواجها، فرض بر این است که به دلیل وجود همین تفاوت جایگاه و تسلط، تنشها کمتر خواهد بود. البته این نوع روابط و ازدواجها معمولاً با شروط خاصی همراه است؛ از میزان مهریه گرفته تا تهیه مسکن، که اغلب از سوی مردان پذیرفته میشود، چرا که قرار است با زنی جوان ازدواج کنند.»
در دهه ۵۰ ازدواج دختران جوان با مردان مسن بیشتر یک اجبار بود تا انتخاب
این جامعه شناس گفت: «در دهههای گذشته، مانند دهه ۵۰، نیز ازدواجهایی از این دست وجود داشت؛ با این تفاوت که در آن زمان انتخاب از سوی دختران نبود. در آن دوره، مردانی بودند که تعدد زوجات داشتند و این امر بهعنوان یک رسم پذیرفته شده بود. معمولاً دختران جوانی که از خانوادههای فقیر جامعه بودند، به چنین ازدواجهایی تن میدادند. امروز هم به شکلی مشابه، در برخی مناطق حاشیهنشین میبینیم که خانوادهها دختران جوانشان را میفروشند، هرچند این مسئله بسیار کمتر شده است؛ چرا که دختران امروزی آگاهتر شدهاند و زیر بار چنین شرایطی نمیروند.»
وی افزود: «در گذشته، تعدد زوجات به نوعی خرید و فروش شبیه بود؛ مرد تنها به دنبال این بود که با داشتن زن جوان آرامش بیشتری داشته باشد یا کسی باشد که هوایش را داشته باشد. از سوی دیگر، دختر نیز چنین میدید که چیزی در اختیار دارد که میتواند از طریق آن تأمین مالی شود. در این نوع زندگی، برخلاف ازدواجهای میان همسالان، خبری از غر زدنها و چالشهای مرسوم زوجهای جوان نبود و همین برای برخی مردان امتیاز به شمار میرفت.»
شوگرددی نقش حامی را برای دختران ایفا میکند
این آسیبشناس اجتماعی گفت: «در گذشته گاهی از اصطلاحهایی مانند mummy’s boy و daddy’s girl استفاده میکردند که معنایش پسران وابسته به مادر و دختران وابسته به پدر بود. حالا هم اصطلاح شوگرددی آمده. دختری که چنین رابطهای را انتخاب میکند، «شوگر» یا همان شیرینی این رابطه را در این میبیند که برخلاف ازدواج با پسران جوان که معمولاً همراه با غرولندها است در حالی که توقعات آنها برآورده نمیشود، در این نوع رابطه فردی پیدا میشود که این نیازها و خواستهها را برآورده میکند.»
وی افزود: «مردانی که با چنین دخترانی ازدواج میکنند، افراد معمولی نیستند؛ آنها اغلب از توان مالی بالایی برخوردارند و از همین رو نقش یک حامی جدی را برای دختر ایفا میکنند. این مسأله برای طبقات عادی جامعه چندان رایج نیست، مگر در میان اقشار محروم که شرایط آن متفاوت است. در چنین رابطهای، مرد برای دختر به نوعی منبع امنیت و رفاه تبدیل میشود و همین باعث میشود این رابطه برای او شیرین باشد. البته این نوع ازدواج فراگیر نیست، اما قبح اجتماعی چندانی هم ندارد. اگر دختری جوان با مردی مسن ازدواج کند، حتی خانوادهها نیز معمولاً آن را ناپسند یا ناموجه نمیدانند.»
روال طبیعی ازدواج در ارتباط به سبک شوگرددی شکل نمیگیرد
حریرچی گفت: «در چنین روابطی، روال طبیعی ازدواج که باید بر پایه تفاوت سنی مناسب، همراهی طولانیمدت و مسئولیت مشترک برای نگهداری از فرزند باشد، شکل نمیگیرد. در این نوع ازدواجها، انتظاری که به طور طبیعی و غریزی از زندگی مشترک وجود دارد، از جمله فرزندآوری، کمتر دیده میشود. در گذشته حتی اصطلاحی وجود داشت که میگفتند چنین فرزندی «منگوله پای تابوت» است. امروز نیز با بالارفتن سن ازدواج، وقتی چنین ازدواجهایی اتفاق میافتد، به نظر میرسد برخلاف طبیعت انسانی پیش میرود. همین وضعیت، جامعه را در حوزه ازدواج بههمریخته کرده است؛ عدهای تمایلی به ازدواج ندارند، برخی شرایط لازم را ندارند، بعضی دیگر نیز تمایل به فرزندآوری نشان نمیدهند و در این میان پدیده «شوگرددی» نیز مطرح میشود.»
وی افزود: «از سوی دیگر، آمار طلاق به شدت بالا رفته و میانگین آن به کمتر از پنج سال زندگی مشترک رسیده است. در نتیجه، روال ازدواج در کشور دیگر طبیعی به نظر نمیرسد. در گذشته چنین نبود؛ توقعات کمتر بود، ازدواج آسانتر انجام میشد و حتی دختران با خانواده همسرشان زندگی میکردند. امروز اما مسائل و حقوق زنان نیز به یکی از عوامل اصلی کاهش ازدواج تبدیل شده است. برای مثال، موضوع «حق حضانت» همچنان محل بحث است، یا مسئله «خشونت علیه زنان» که سالها درباره آن صحبت میشود اما قانون مرتبط در مجلس خاک میخورد. مجموعه این عوامل دست به دست هم میدهد تا بستر برای چنین ازدواجهایی فراهم شود و رونق بگیرد.»
ما درکی از چیزی که خوشبختی مینامیم نداریم
این کارشناس گفت: «ما درکی از چیزی که آن را «خوشبختی» مینامیم نداریم. ازدواج یک امر طبیعی و غریزی است که میتواند زمینهساز خوشبختی باشد، به شرط آنکه در آن شناخت کافی شکل بگیرد و همراه با این شناخت، همدلی و بار عاطفی نیز وجود داشته باشد؛ همدلیای که زندگی را به یک همراهی لذتبخش تبدیل کند. در چنین شرایطی زن و شوهر با هم گفتوگو میکنند، توقعات را پایین میآورند و به این ترتیب معنای واقعی خوشبختی را تجربه میکنند.»
وی افزود: «اما وقتی این شرایط وجود ندارد و نگاهها تنها به ظواهر محدود میشود، نتیجه چیز دیگری است. حتی صدای انجمنهای زیبایی هم درآمده، چراکه معیارها به سمت ظاهر رفته و شناخت، عاطفه و همراهی در ازدواج کمرنگ شده است. این وضعیت باعث کاهش آمار ازدواج و افزایش سطح عصبانیت و نارضایتی در میان جوانان شده است. وقتی از آنها میپرسیم چرا ازدواج نمیکنید، اغلب از شرایط نامناسب سخن میگویند؛ و البته حق دارند.»
وام ازدواج به تنهایی راهحل مناسبی نیست
حریرچی گفت: «حاکمیت باید برای ایجاد شرایط مناسب ازدواج تلاش کند، اما وام ازدواج به تنهایی راهحل نیست. روزی وام ازدواج خرید و فروش میشد، امروز هم با تورم موجود مبلغ آن تنها برای برگزاری یک شب عروسی کفایت میکند. حتی برای بازنشستگان هم منت میگذارند که وامی به آنها میدهند تا به فرزندانشان کمک کنند، اما این وام هیچ مشکلی را حل نمیکند. یا به عنوان مثال وام برای چندقلوها یا طرحهای شکستخوردهای مانند «جوانی جمعیت» مطرح میشود، در حالی که هیچکدام تأثیر جدی ندارند. حاکمیت باید بداند راهی که در پیش گرفته است به بن بست رسیده.»
وی افزود: «آینده نیز نگرانکننده است. طبق برآوردها در ۲۰ سال آینده از هر سه نفر یک نفر بالای ۶۰ سال خواهد بود. این در حالی است که همین حالا هم خدماتی به سالمندان ارائه نمیشود. سالمندان ما به حال خود رها شدهاند و هیچ حمایتی ندارند. در حالی که حمایت باید همهجانبه و در سطح ملی صورت گیرد، ما همچنان شاهد بیتوجهی به این قشر هستیم.»
شوگر مامی در جامعه ما کمتر رایج است
این آسیب شناسی اجتماعی گفت: «بحث «شوگر مامی» در جامعه ما کمتر رایج است، اما اصل آن همچنان به همان مفهوم «شوگر» بازمیگردد، یعنی فراهم کردن حمایت و امنیت مالی. اگر خانم یا آقایی با سن بالا از نظر مالی مرفه نباشد، در این دستهبندیها قرار نمیگیرد.»
در نهایت وی تاکید کرد: «یک پسر جوان هم اگر با خانم مسنتری رابطه داشته باشد، معمولاً میخواهد در کنار او از نظر مالی تأمین شود و از نظر روانی نیز آرامش و حس سلطه داشته باشد. او با ورود به این رابطه یک تضمین ابتدایی دارد و از نظر عاطفی نگرانی خاصی ندارد، چرا که میداند «هوای او را خواهند داشت» زیرا در این رابطه اولویت با اوست. این مسأله هنوز رایج نیست، اما در حال رشد است.»
هشدار به سیاستگذاران
بازار شوگرددی و شوگرمامی یک مد زودگذر نیست؛ بلکه پاسخی اقتصادی به بنبست معیشتی جوانان است. گردش مالی میلیاردی این بازار نشان میدهد که این پدیده به یک اقتصاد غیررسمی و موازی بدل شده است.
اگر دولت به بحران بیکاری، مسکن و تورم جوانان بیتفاوت بماند، آنچه امروز در حاشیه است، فردا به بحران اصلی جامعه بدل خواهد شد: نسلی که به جای ساختن آینده، آن را در معامله رابطه فروخت.






















Thursday, 29 January , 2026