واقعیت آماری: برنج، گوشت و لبنیات، لوکس شدهاند
طبق گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تورم نقطهبهنقطه در گروه “خوراکیها و آشامیدنیها” در برخی ماههای سال جاری به بیش از ۴۵ درصد رسیده است. رشد قیمتها در اقلامی چون برنج، گوشت قرمز، لبنیات، حبوبات و روغن بیشتر از سایر گروهها بوده و سهم خوراکیها از سبد هزینه خانوارهای کمدرآمد به طرز نگرانکنندهای افزایش یافته است.
بر اساس آخرین دادهها:
گوشت گوسفندی: +۵۸٪ نسبت به سال قبل
برنج ایرانی: +۴۸٪
پنیر و شیر: +۴۲٪
تخم مرغ: +۳۹٪
حبوبات: +۳۶٪
این آمارها نشان میدهد که اقلامی که تا چند سال پیش جزو ضروریات سفرهی خانوار محسوب میشدند، امروز در مرز “کالای لوکس” قرار گرفتهاند.
فرشاد کاظمی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در خصوص تورم در گفت و گو پرداختیم.
* آقای دکتر، ریشه اصلی این جهش قیمت خوراکیها را در چه میدانید؟
افزایش تورم خوراکیها حاصل چند عامل همزمان است: نخست، کاهش ارزش پول ملی که مستقیماً بر واردات نهادههای کشاورزی و دامپروری اثر گذاشته؛ دوم، تحریمها که مانع تأمین بهموقع کالاهای اساسی شده؛ و سوم، ناکارآمدی در سیاستهای حمایتی دولت. در واقع ترکیب نوسان ارزی، ضعف در زنجیره تأمین و فساد در توزیع، ساختار بازار خوراکی را مختل کرده است.
* آیا مردم در حال حذف مواد غذایی از سبد مصرفی خود هستند؟
متأسفانه بله. مطالعات میدانی نشان میدهد بسیاری از خانوادهها مصرف گوشت قرمز، لبنیات و حتی میوه را بهشدت کاهش دادهاند. این موضوع تبعات بلندمدتی در حوزه سلامت عمومی خواهد داشت؛ از رشد کودک تا سلامت استخوان و ایمنی بدن.
* چشمانداز آینده چطور است؟ آیا میتوان به کاهش تورم خوراکی امید داشت؟
بدون اصلاح ساختار اقتصادی نمیتوان به بهبود پایدار امیدوار بود. ما باید به جای سیاستهای کوتاهمدت و یارانههای مقطعی، به سمت تولید هدفمند، واردات هوشمند و حذف رانت در توزیع برویم. همچنین تقویت دیپلماسی اقتصادی برای کاهش محدودیتهای تجاری بسیار حیاتی است.
زنگ خطر برای دولت: نارضایتی غذایی، آغاز نارضایتی سیاسی
تورم بالا در خوراکیها صرفاً یک مسأله اقتصادی نیست، بلکه مستقیماً با “امنیت غذایی” و در سطحی بالاتر، با “امنیت ملی” گره خورده است. در بسیاری از کشورها، افزایش بیرویه قیمت مواد غذایی زمینهساز ناآرامیهای اجتماعی شده است. از جنبش نان در خاورمیانه تا اعتراضات فرانسویها به گرانی تخممرغ، اقتصاد خوراکی یکی از حساسترین شاخصهای ثبات سیاسی است.
در ایران، با در نظر گرفتن فشار اقتصادی ناشی از تحریمها، کاهش درآمدهای واقعی، و فقدان سازوکارهای حمایتی مؤثر، ادامه این روند میتواند خطرآفرین باشد.
نان در سفره نیست، اما شعار هنوز هست
در حالی که سفره مردم کوچکتر از همیشه شده، شعارهای کلان اقتصادی همچنان تکرار میشوند. این فاصله میان واقعیت و گفتار رسمی، اگر پر نشود، اعتماد عمومی را بیش از پیش از بین خواهد برد.
دولت ناچار است از شعارهای تبلیغاتی فاصله بگیرد و با نگاهی علمی، شفاف و بدون مصلحتاندیشی سیاسی، وضعیت خوراکی و معیشت مردم را در اولویت سیاستگذاری قرار دهد.






















Thursday, 29 January , 2026