اما در کنار این اهمیت، مسئله قاچاق چوب و تخریب جنگلها به یکی از بزرگترین چالشهای زیستمحیطی تبدیل شده است. تخریب جنگلها نه تنها به کاهش منابع طبیعی کشور میانجامد بلکه بحرانهای بیشتری چون افزایش ریزگردها، خشکسالیهای طولانیمدت و حتی افزایش دما را بهدنبال دارد. طبق پیشبینیها، تغییرات اقلیمی در ایران باعث افزایش تبخیر آب تا حدود ۲۸ میلیارد متر مکعب خواهد شد، که بر بحران آبی موجود تأثیر زیادی میگذارد.
از مهمترین دلایل تخریب جنگلها و قاچاق چوب، وضعیت اقتصادی کشور و فشارهای مالی است که به بخشهای مختلف جامعه وارد میشود. وقتی اقتصاد ناپایدار باشد و مردم با مشکلات مالی شدید مواجه شوند، فساد و تخریب منابع طبیعی به یکی از راههای مقابله با مشکلات مالی تبدیل میشود. بهویژه در مورد جنگلبانان که حقوقشان به شدت پایین است، قدرت مقابله با تخریبگران و قاچاقچیان جنگل به حداقل میرسد.
حقوق یک جنگلبان معمولاً بسیار کمتر از حداقل دستمزد وزارت کار است و با توجه به نرخ تورم و کاهش قدرت خرید، شرایط برای مقابله با متخلفان بسیار سخت میشود. در مقابل، قاچاقچیان و تخریبگران منابع طبیعی از تجهیزات و امکانات پیشرفتهای برخوردار هستند که تفاوت زیادی با امکانات محدود مأموران حفاظتی دارد. در چنین شرایطی، برخورد با تخریبگران جنگلها و قاچاقچیان چوب به کاری سخت و تقریباً غیرممکن تبدیل میشود.
برای مقابله مؤثر با قاچاق چوب و تخریب جنگلها، نیاز به تغییرات اساسی در سیاستگذاریها و نظام اجرایی کشور است. اولین قدم در این مسیر، افزایش امکانات و منابع برای نیروهای حفاظتی جنگلها، مانند جنگلبانان، است. همچنین، باید بهطور جدی به تقویت و اعمال قوانین موجود پرداخته شود تا تخریب منابع طبیعی دیگر به یک فعالیت سودآور برای تخریبگران تبدیل نشود.
در نهایت، حفظ جنگلها و منابع طبیعی تنها در صورتی ممکن است که قوانین به درستی اجرا شوند و فساد در سیستمهای اجرایی ریشهکن گردد. کشور باید به این نکته توجه کند که آیندهاش به حفظ منابع طبیعی وابسته است و بدون حمایت از جنگلها و مراتع، آیندهای ناپایدار و بحرانی در انتظار آن خواهد بود.
یکی از چالشهای جدی در زمینه قاچاق چوب، عدم سیاستگذاری صحیح در خصوص تأمین نیازهای چوبی کشور است. در کشورهای پیشرفته، برای تأمین نیاز به چوب، از واردات استفاده میشود. اما در ایران، به دلیل کمبود منابع آبی و شرایط اقلیمی خاص، جنگلکاری به سطحی نمیرسد که پاسخگوی نیازهای صنعتی باشد. به همین دلیل، برای جلوگیری از قاچاق چوب، لازم است که سیاستهای وارداتی و تولیدی کشور بهطور جدی مورد بازنگری قرار گیرد.
این مشکلات نشان میدهند که بحران قاچاق چوب و تخریب جنگلها، تنها به اقدامات فنی محدود نمیشود و نیازمند تغییرات اساسی در سیاستهای اقتصادی و اجرایی کشور است.
در کشوری همچون ایران، که حدود ۹۳ درصد آن در نواحی خشک و نیمهخشک قرار دارد، جنگلها نقشی حیاتی در مقابله با بحرانهای زیستمحیطی و تغییرات اقلیمی ایفا میکنند. با این حال، قاچاق چوب و تخریب جنگلها به یکی از بزرگترین چالشهای زیستمحیطی کشور تبدیل شده است، چالشی که علاوه بر تخریب منابع طبیعی، بحرانهایی نظیر افزایش ریزگردها، خشکسالی و افزایش دما را به دنبال دارد. این گزارش به بررسی ابعاد مختلف این بحران و چالشهای موجود در مقابله با قاچاق چوب در ایران میپردازد.
برای مقابله با قاچاق چوب و حفاظت از جنگلها، دولت باید اقداماتی اساسی در دستور کار قرار دهد. اولین قدم، ایجاد ثبات اقتصادی در کشور است. با داشتن یک نظام بانکی کارآمد و روابط اقتصادی مناسب با کشورهای خارجی، میتوان به ثبات اقتصادی رسید و از فشارهای اقتصادی بر مردم کاست. این امر میتواند به کاهش فساد و تخریب منابع طبیعی کمک کند.
- نویسنده : حسین کریمی






















Thursday, 29 January , 2026