هر بار که برق قطع می‌شود، خانه‌ها در تاریکی فرو می‌روند، کارخانه‌ها خاموش می‌شوند و کسب‌وکارهای کوچک نفس‌های آخرشان را می‌کشند. اما وقتی اینترنت هم به‌طور همزمان از دسترس خارج می‌شود، این خاموشی دیگر فقط یک اختلال ساده نیست؛ این یک فاجعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل می‌شوند، کارمندان دورکار قادر به انجام وظایفشان نیستند، خدمات بانکی و درمانی مختل می‌شود و حتی دسترسی به اطلاعات حیاتی برای مردم غیرممکن می‌گردد.

این وضعیت نتیجه مدیریت ضعیف، نبود برنامه‌ریزی بلندمدت و فقدان هماهنگی میان زیرساخت‌های حیاتی است. هر ساعت قطعی برق و اینترنت، میلیاردها تومان خسارت مستقیم به اقتصاد وارد می‌کند، تولید را متوقف می‌کند و اعتماد عمومی را به پایین‌ترین حد خود می‌رساند. آیا مسئولان هنوز نمی‌دانند که عصر دیجیتال، تحمل خاموشی و توقف فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی را ندارد؟

خاموشی دوگانه، بیش از آنکه اختلال فنی باشد، نماد ناتوانی مدیریتی و بی‌اعتنایی به حقوق مردم است. وقتی زندگی، اقتصاد، آموزش و ارتباطات دیجیتال ما تحت تأثیر یک تصمیم اشتباه یا ضعف مدیریتی قرار می‌گیرد، دیگر نمی‌توان این وضعیت را ساده گرفت. این تنها یک قطعی نیست؛ این تخریب زندگی و آینده کشور است.

مردم انتظار دارند زیرساخت‌های حیاتی، پایدار و قابل اعتماد باشند. انتظار دارند اینترنت و برق، ستون‌های اساسی زندگی مدرن، دچار بحران و تعطیلی نشوند. هر روز تأخیر در اصلاح این بحران، هزینه‌ای جبران‌ناپذیر بر دوش جامعه می‌گذارد و این هزینه را مردم می‌پردازند، نه تصمیم‌گیرندگان.

مسئولان باید بدانند؛ خاموشی‌های مکرر، تنها تاریکی فیزیکی نیست؛ این تاریکی، سایه سنگین بحران مدیریتی، نابودی اقتصاد، اختلال در آموزش و فلج شدن زندگی روزمره است. تا وقتی که برنامه‌ریزی مدون، سرمایه‌گذاری مناسب و هماهنگی میان زیرساخت‌ها برقرار نشود، هر روز که برق و اینترنت قطع شود، جامعه یک گام به عقب برمی‌گردد و آینده خود را در خطر می‌بیند.

  • نویسنده : مونا ربیعیان