مرگ همیشه با انفجار و فریاد نمی‌آید. گاهی با خاموش شدن چراغ‌ها می‌آید؛ با سکوت سرد و تاریکی که زندگی روزمره میلیون‌ها نفر را فلج می‌کند. امروز قطعی برق مرگ‌آور در کلانشهرهای ایران به یک واقعیت تلخ تبدیل شده؛ بحرانی که رفاه، اقتصاد، تولید و حتی امنیت اجتماعی را به خطر انداخته است.

تهران، اصفهان، مشهد، کرج و شیراز هر روز با خاموشی‌های طولانی‌مدت مواجه‌اند. متروها متوقف می‌شوند، بیمارستان‌ها به اضطرار انرژی جایگزین نیاز پیدا می‌کنند، کارخانه‌ها تولید را متوقف می‌کنند و خانه‌ها در گرما یا سرمای شدید فرو می‌روند. این خاموشی‌ها نه فقط اختلال موقت، که مرگ خاموش سیستماتیک هستند؛ بحرانی که هر ساعت خسارت اجتماعی و اقتصادی بیشتری برجای می‌گذارد.

قطعی برق، یک مشکل فنی ساده نیست. این نتیجه ترکیبی از: سوءمدیریت منابع انرژی: برنامه‌ریزی نادرست مصرف، تمرکز روی برق ارزان و بی‌توجهی به مصرف صنعتی و خانگی در ساعات اوج.

فرسودگی شبکه برق: خطوط انتقال، ترانسفورماتورها و ایستگاه‌های برق سال‌هاست بدون نوسازی جدی فعالیت می‌کنند.

عدم سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر: کشور با پتانسیل خورشیدی و بادی بالا، هنوز نتوانسته سهم انرژی پاک را افزایش دهد.

بی‌توجهی به هشدارهای کارشناسان: ده‌ها گزارش علمی درباره بحران انرژی در کلانشهرها وجود دارد که هیچ اقدام جدی روی آنها صورت نگرفته است.

ابعاد اجتماعی و اقتصادی

اقتصادی: هر ساعت خاموشی، میلیاردها تومان خسارت به صنایع کوچک و متوسط وارد می‌کند. تولیدکنندگان کالاهای خوراکی، دارویی و صنعتی عملاً با توقف خطوط تولید، زیان سنگینی متحمل می‌شوند.

اجتماعی: خانواده‌ها در تاریکی و گرما یا سرمای شدید گرفتار می‌شوند؛ سالمندان، بیماران و کودکان بیشترین آسیب را می‌بینند.

امنیتی: سیستم‌های حیاتی شهری—از خطوط مترو گرفته تا شبکه گاز و آب—در معرض خطر قرار می‌گیرند. خاموشی‌های همزمان می‌توانند به انفجار، حوادث ترافیکی یا اختلال در خدمات اضطراری منجر شوند.

مقایسه با جهان

در بسیاری از کلانشهرهای جهان، مدیریت بحران برق پیشرفته است:

نیویورک و توکیو: با سامانه‌های هوشمند مدیریت انرژی، قطعی برق کمتر از یک ساعت طول می‌کشد.

دهلی و جاکارتا: با وجود جمعیت زیاد، برنامه زمان‌بندی خاموشی و انرژی جایگزین، خسارت اقتصادی و اجتماعی به حداقل می‌رسد.

تهران و اصفهان: با نرخ خاموشی بیش از ۱۰ ساعت در برخی مناطق، خسارت و نارضایتی به شدت افزایش یافته و حتی امنیت مردم در خطر است.

قطعی برق امروز، فقط خاموش شدن چراغ‌ها نیست؛ قاتلی خاموش است که اقتصاد، رفاه و امنیت میلیون‌ها نفر را تهدید می‌کند. سکوت و بی‌تفاوتی مسئولان، این بحران را تبدیل به یک مرگ خاموش ملی کرده است. اگر برنامه‌ریزی جدی، نوسازی زیرساخت‌ها و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر صورت نگیرد، فردا نه تولیدکننده‌ای باقی می‌ماند، نه خانواده‌ای آرام.

این بحران، زنگ خطری است برای مدیرانی که هنوز قدرت پیش‌بینی و برنامه‌ریزی را جدی نگرفته‌اند؛ و هشدار نهایی برای جامعه‌ای که زیر نور خاموشی، آرام آرام زندگی می‌کند.

  • نویسنده : مونا ربیعیان