اقتصاد ایران امروز نه با مدیریت ناقص بلکه با بیتدبیری و سیاستهای ناپایدار به سمت فروپاشی پیش میرود. تحریمها، تورم افسارگسیخته، کسری بودجه و سیاستهای پولی بیاثر، همه دست به دست هم دادهاند تا ریال از اعتبار بیفتد و اعتماد عمومی از بین برود. سقوط ارزش پول ملی به همراه جهش دلار و طلا، فشار بر زندگی روزمره مردم را بیسابقه کرده است. حالا دیگر زندگی یک شهروند متوسط به معنای تلاش برای بقا در برابر گرانیهای سرسامآور است.
این وضعیت نه تصادفی است و نه نتیجه عوامل خارجی به تنهایی. سالها سوءمدیریت، سیاستهای نادرست ارزی، نبود شفافیت در بازارها و بیتوجهی به کنترل نقدینگی، اقتصاد ایران را در شرایطی قرار داده که هر روز ممکن است انفجاری رخ دهد. مردم دیگر نمیتوانند منتظر وعدهها و برنامههای طولانیمدت بمانند؛ آنها در حال حاضر تحت فشار مستقیم هستند و هر تأخیر در تصمیمگیریهای جدی، فاصله ایران تا بحران عمیقتر را افزایش میدهد.
جهش دلار و طلا تنها مشکل مالی نیست؛ این یک هشدار اجتماعی و سیاسی است. وقتی تورم و گرانی به سرعت رشد میکنند، فشار معیشتی به اعتراض، نارضایتی و بیاعتمادی عمومی تبدیل میشود. این شرایط میتواند امنیت اجتماعی را تهدید کند و شکاف میان طبقات جامعه را عمیقتر سازد. بحران اقتصادی، بحران سیاسی و بحران اجتماعی در این نقطه با هم گره خوردهاند و هر تأخیر در اصلاحات، ایران را به سمت انفجاری غیرقابل کنترل سوق میدهد.
دولت و مسئولان اکنون در یک مسیر غیرقابل برگشت قرار دارند. اگر اقدامات فوری و شجاعانه برای کنترل تورم، مدیریت بازار ارز، بازگرداندن اعتماد مردم به ریال و اصلاح سیاستهای اقتصادی انجام نشود، دلار ۲۰۰ هزار تومانی و طلای ۱۲ میلیونی نه یک پیشبینی بلکه واقعیتی ملموس در زندگی روزمره مردم خواهد شد. این بحران نه قابل انکار است و نه قابل چشمپوشی.
ایران امروز نیازمند تصمیمات جسورانه، سیاستهای واقعی و عملیاتی و بازنگری فوری در مسیر اقتصادی خود است. زمان آزمایش گذشته است؛ اکنون زمان عملکرد و پاسخگویی فوری است. هر روز تأخیر، خسارت بیشتری بر اقتصاد و زندگی مردم تحمیل میکند و فاصله میان وعدهها و واقعیت، هر روز بیشتر میشود. اگر مسئولان امروز اقدام نکنند، فردا دیگر هیچ راه برگشتی نخواهد بود.
- نویسنده : حسین کریمی






















Thursday, 29 January , 2026