درآمد ریالی، هزینه دلاری؛ معادلهای که نمیچرخد
بحران امروز تنها به افزایش قیمت دلار محدود نمیشود؛ مسئله اصلی این است که درآمدها ریالی و ثابت هستند، اما بسیاری از هزینهها دلاری حساب میشوند. از مسکن و خودرو گرفته تا مواد غذایی و لوازم خانگی، همه با دلار یا کالاهای وارداتی که وابسته به ارز هستند، سنجیده میشوند.
برای نمونه، اجاره خانه در کلانشهرها با جهشهای ارزی همگام است. مالکانی که دارایی خود را با دلار ارزشگذاری میکنند، هر بار جهش ارزی را به مستأجر منتقل میکنند. در همین حال، حقوق کارگران و کارمندان همچنان ریالی و عقبتر از تورم حرکت میکند. نتیجه روشن است: توان خرید کاهش مییابد و سفرههای مردم کوچکتر میشوند.
بازار سیاه دلار؛ تنها مرجع واقعی
در فقدان سیاستهای ارزی شفاف و ثباتبخش، بازار سیاه دلار به تنها مرجع واقعی برای قیمتگذاری تبدیل شده است. هر جهش ناگهانی در این بازار، بلافاصله روی قیمت کالاها و خدمات اثر میگذارد. این چرخه معیوب باعث شده حتی طبقه متوسط هم در معرض سقوط به قشر ضعیف قرار گیرد.
پیامدهای اجتماعی و اقتصادی
نتیجه این وضعیت تنها کاهش قدرت خرید نیست. طبقه متوسط در حال محو شدن است و فاصله طبقاتی بیشتر شده است. بسیاری از نیروهای متخصص و تحصیلکرده، مهاجرت را تنها راه نجات میبینند؛ وضعیتی که کشور را از سرمایه انسانی تهی میکند.
به علاوه، فشار اقتصادی باعث افزایش نارضایتی اجتماعی، کاهش رفاه عمومی و افزایش استرس خانوارها شده است. خانوادهها مجبورند هزینههای ضروری مانند آموزش و سلامت را فدای تأمین نیازهای اولیه کنند.
راهحل؛ ثبات ارزی و شفافیت
برای کاهش فشار بر مردم، ثبات ارزی، سیاستهای کنترلشده و شفافیت در بازار ارز ضروری است. تا زمانی که دلار همچنان بربادرفته و نوساناتش کنترل نشده باقی بماند، معیشت مردم آسیب میبیند و جامعه همچنان در مسیر فقر تدریجی و کاهش رفاه حرکت خواهد کرد.
دلار که زمانی امید و پشتوانه زندگی بود، امروز به عامل اضطراب و فشار تبدیل شده است. «حقوق ریالی، خرج دلاری» و دلار بربادرفته، ترکیبی است که سفره مردم را کوچک و آشفته کرده و امید به آینده را کمرنگ ساخته است. تا زمانی که سیاستهای ارزی منطقی و پایدار اجرا نشود، زندگی میلیونها ایرانی همچنان در تله اقتصادی دلار بربادرفته گرفتار خواهد بود.
- نویسنده : مونا ربیعیان






















Thursday, 29 January , 2026