مردم این روزها به جایی رسیده‌اند که دیگر مرغ کامل برای سفره‌هایشان رؤیا شده است. قیمت‌ها آنقدر سرسام‌آور است که حتی تهیه بخش‌های اصلی مرغ، مثل ران و سینه، به سختی امکان‌پذیر شده و خانواده‌ها ناچارند با «بال و اسکلت مرغ» کنار بیایند. افزایش لحظه‌ای نرخ‌ها و نبود نظارت کافی، نشان می‌دهد بحران تنها به تولید محدود نمی‌شود؛ بلکه کل زنجیره تأمین و توزیع از مدیریت درست تهی شده است.

تولیدکننده می‌گوید هزینه خوراک، نهاده‌های دامی و سوخت سر به فلک کشیده است. توزیع‌کننده مدعی است قیمت‌ها را با توجه به بازار تعیین می‌کند. نهادهای نظارتی هم وعده کنترل می‌دهند، اما در عمل خبری از نظارت نیست. نتیجه این آشفتگی، سفره‌های کوچک‌تر و تهی شدن جیب مردم است.

این وضعیت پیامدهای اجتماعی و اقتصادی جدی دارد. وقتی مرغ کامل از سفره ایرانی حذف شود، فشار روانی و معیشتی بر خانوارها افزایش می‌یابد. هر خانواده مجبور است برای تأمین پروتئین مورد نیاز خود به محصولات فرعی یا جایگزین‌های ارزان‌تر روی بیاورد. این کاهش کیفیت تغذیه، به ویژه برای کودکان و سالمندان، می‌تواند اثرات بلندمدتی بر سلامت جامعه داشته باشد.

از سوی دیگر، وضعیت بازار مرغ نشانه‌ای است از ناکارآمدی سیاست‌های اقتصادی. افزایش قیمت‌ها بدون کنترل و بدون حمایت از مصرف‌کننده، پیام روشنی به جامعه می‌دهد: تولید و بازار تحت مدیریت نیستند و نهادهای دولتی توان مقابله با بحران را ندارند. این پیام نه تنها اعتماد عمومی را کاهش می‌دهد، بلکه باعث شکل‌گیری بازار سیاه و سوداگری می‌شود؛ جایی که مرغ واقعی در دست دلالان است و مردم مجبورند بهای بیش از حد آن را بپردازند.

واقعیت تلخ‌تر آن است که هر روز قیمت‌ها افزایش می‌یابد و وعده‌های کاهش نرخ مرغ به یک شوخی تبدیل شده است. مردم دیگر نمی‌پرسند چرا قیمت مرغ بالا رفته؛ بلکه می‌پرسند چه زمانی می‌توانند یک مرغ کامل روی سفره خود ببینند؟ این سؤال نشان می‌دهد که بحران به سطح یک معضل ملی رسیده است، نه یک مشکل مقطعی.

مسئولان وعده داده‌اند بازار را مدیریت کنند، اما هیچ اقدام عملی برای کاهش قیمت‌ها یا حمایت از کشاورز و مصرف‌کننده صورت نگرفته است. ضعف سیاستگذاری باعث شده بازار به دلالان و واسطه‌ها واگذار شود.

تولیدکننده: می‌گوید قیمت‌ها بالاست و تولید با ضرر همراه شده است.

توزیع‌کننده: مدعی است بازار آزاد است و نرخ‌ها تابع عرضه و تقاضا تعیین می‌شود.

مصرف‌کننده: قربانی اصلی این بی‌تدبیری‌هاست؛ کسی پاسخگوی سفره تهی مردم نیست.

راهکار روشن است: دولت باید وارد عمل شود و با نظارت جدی، حمایت از تولیدکننده و تثبیت بازار، فاصله بین قیمت واقعی و نرخ آزاد را کاهش دهد. تا زمانی که این اقدامات انجام نشود، مرغ کامل برای سفره‌های مردم تنها یک آرزو باقی می‌ماند و «بال و اسکلت» نماینده تلخ واقعیت اقتصادی جامعه خواهد بود.

بازار مرغ ایران، نمادی از بی‌تدبیری و ناکارآمدی سیاست‌گذاران است. هر روز، سفره مردم تهی‌تر می‌شود و وعده‌ها روی کاغذ باقی می‌ماند. تا زمانی که دولت و نهادهای مسئول قدرت واقعی نظارت و حمایت را نداشته باشند، مرغ کامل برای مردم تنها یک آرزو خواهد بود و «بال و اسکلت» نماینده تلخ واقعیت اقتصادی جامعه خواهد بود.

  • نویسنده : مونا ربیعیان