پرستاران، این ستون‌های بی‌ادعای نظام سلامت، سال‌هاست که زیر فشار کاری طاقت‌فرسا و حقوق ناکافی خم شده‌اند. روز جهانی پرستار، نمادی است که در عمل هیچ جایگاهی در زندگی روزمره‌ی آنها ندارد. بیمارستان‌ها پر است از پرستارانی که با قلب‌هایی بزرگ و دست‌هایی خسته، شبانه‌روز در حال خدمت‌اند، اما در زندگی شخصی خود نمی‌توانند حتی نیازهای اولیه‌ی خود و خانواده‌شان را برآورده کنند.

فقر پرستاران، نه تنها نتیجه‌ی سیاست‌های کوتاه‌مدت مدیریتی است، بلکه انعکاسی از بی‌تفاوتی سیستم‌های تصمیم‌گیری نسبت به جان و سلامت مردم است. پرستاری که جان بیماران را نجات می‌دهد، خود نیازمند نجات از بحران اقتصادی است. حقوق ماهیانه‌ای که دریافت می‌کند، گاهی حتی کفاف هزینه‌های زندگی روزمره را نمی‌دهد، چه برسد به پس‌انداز برای آینده یا تامین تحصیلات فرزندان.

تصور کنید پرستاری که باید با صدای آرام و دلگرم‌کننده بیماران را آرام کند، خود در استرس مالی دست و پا می‌زند. چگونه می‌توان انتظار داشت که این افراد، با عشق و دلسوزی، به وظیفه‌ی انسانی خود عمل کنند، وقتی خود گرفتار نگرانی‌های مالی هستند؟ این تناقض بین تلاش بی‌وقفه و پاداش ناچیز، نه تنها عدالت اجتماعی را زیر سوال می‌برد، بلکه کیفیت مراقبت از بیماران را نیز تهدید می‌کند.

دولت و مسئولان به‌جای اینکه پرستاران را به چشم سرمایه‌ی انسانی و امنیت سلامت جامعه ببینند، اغلب آنها را تنها به عنوان هزینه‌ی جاری بیمارستان‌ها می‌نگرند. نتیجه این نگاه کوتاه‌مدت، فرسودگی جسمی و روحی پرستاران و مهاجرت اجباری بسیاری از آنها به کشورهای دیگر است. وقتی جامعه‌ای ستون‌های سلامت خود را از دست می‌دهد، نمی‌توان انتظار داشت که نظام درمانی کارآمد باقی بماند.

در این میان، مردم نیز به نوعی قربانی این سیاست‌های غلط هستند. کیفیت مراقبت کاهش می‌یابد، زمان رسیدگی به بیماران طولانی‌تر می‌شود و فشار روحی بر خانواده‌ها افزایش می‌یابد. فقر پرستاران، در واقع فقر سلامت عمومی جامعه است.

جامعه نمی‌تواند و نباید نسبت به این واقعیت بی‌تفاوت باشد. وقت آن رسیده که فریاد پرستاران شنیده شود، نه فقط در شعارها و روزهای خاص، بلکه در تصمیم‌گیری‌های واقعی اقتصادی و اجتماعی. افزایش حقوق متناسب با تورم، تامین بیمه و مزایای کافی، کاهش ساعت کاری طاقت‌فرسا و احترام به جایگاه حرفه‌ای، کمترین اقداماتی است که می‌توان انجام داد.

پرستاران، قهرمانان خاموش سلامت جامعه‌اند. اگر امروز برای آنها اقدامی نشود، فردا نه فقط آنها که همه‌ی ما آسیب خواهیم دید. جامعه‌ای که ستون‌های سلامت خود را نادیده بگیرد، در حقیقت ستون‌های آینده‌ی خود را در معرض خطر قرار داده است.

پرستاران دیگر طاقت شنیدن وعده‌های بی‌سرانجام را ندارند. آنها نیازمند عمل هستند، نیازمند عدالت اقتصادی، نیازمند احترام و شفافیت. بیایید به جای شعار، اقدام کنیم؛ به جای تحسین کاغذی، حمایت واقعی ارائه دهیم؛ به جای فراموش کردن روز پرستار، هر روز آنها را در قلب سیاست‌های سلامت ببینیم.

چون فقر پرستاران، فقط مسئله‌ی آنان نیست، مسئله‌ی جامعه است، مسئله‌ی زندگی و مرگ مردم است، مسئله‌ی سلامت آینده‌ی کشور است. و تا وقتی این واقعیت اصلاح نشود، هیچ سیاست درمانی نمی‌تواند ادعای عدالت و کارآمدی داشته باشد.

  • نویسنده : مونا ربیعیان