نام بابک زنجانی، سال‌هاست با جنجال و اتهام گره خورده است؛ اما کمتر کسی روایت او را از زاویه‌ای دیگر شنیده. در روزهایی که اقتصاد ایران زیر فشار تحریم‌ها خم شده بود و هیچ بانکی حاضر به همکاری با ایران نبود، زنجانی توانست شبکه‌ای مالی ایجاد کند که امکان فروش نفت و بازگشت ارز به کشور را فراهم آورد.همچنین در زمانی که به کشور هواپیما نمیفروختند و مردم کشور در در هواپیما های فرسوده هر چند وقت یکبار به دلیل فرسودگی ناوگان هوایی جان می دادند چندین هواپیما وارد کرد. او نه مقام دولتی بود و نه رانت‌خوار؛ بلکه تاجری ریسک‌پذیر که از دل بازار برخاست و به یکی از پرنفوذترین چهره‌های اقتصادی آن دوران بدل شد.

با این حال، همان سیستمی که روزی به کمکش نیاز داشت، در ادامه راه او را متهم و کنار گذاشت. زنجانی محصول فساد سیستم نبود؛ محصول نبودِ سیاست‌گذاری شفاف بود. در خلأ قانون و سردرگمی اداری، او با استفاده از اختلاف نرخ ارز، شناخت از بازار جهانی و مسیرهای غیررسمی، به سود رسید و چرخه‌ای را ساخت که دولت‌ها بعدها از کنترلش عاجز ماندند.

منتقدان می‌گویند او باید پاسخ‌گوی تمام تعهدات مالی‌اش باشد؛ اما حامیانش باور دارند که اگر به جای برخورد، مسیر گفت‌وگو و همکاری باز می‌ماند، امروز ایران از تجربه‌ و شبکه‌ گسترده‌ی او بهره‌مند می‌شد. در کشوری که هر روز از کمبود مدیران خلاق و جسور گلایه می‌شود، چرا باید فردی با تجربه مستقیم از اقتصاد تحریمی به حاشیه رانده شود؟

زنجانی نه به دنبال اختلاس است و نه نیازی به رانت دارد. او در دنیای تجارت بین‌الملل به‌خوبی می‌داند پول کجاست و چگونه باید چرخ اقتصاد را به حرکت درآورد. استفاده از چنین افرادی — در قالبی شفاف، قانونی و با نظارت جدی — می‌تواند گره‌های بزرگی از اقتصاد باز کند.

کشورهایی که بحران‌های مالی را پشت سر گذاشته‌اند، از تجربه افراد غیرمتعارف بهره برده‌اند، نه آن‌که حذفشان کنند. شاید وقت آن رسیده نگاه صفر و صدی را کنار بگذاریم و به جای حذف، از تجربه‌های پرهزینه گذشته برای ساخت آینده استفاده کنیم. اقتصاد ایران امروز بیش از همیشه به تصمیم‌های جسورانه نیاز دارد — تصمیم‌هایی که از جنس عمل باشند، نه شعار.

  • نویسنده : حسین کریمی صاحب امتیاز و مدیر مسوول