مرگ دیگر نه آرامش دارد، نه عزت، فقط هزینه. قبر و خاکسپاری به بازاری پرسود تبدیل شده که در آن خانواده‌ها قربانی طمع دفاتر خدماتی و سوءمدیریت نهادهای شهری می‌شوند. اینجا دیگر خبری از احترام و کرامت نیست؛ پول حرف اول و آخر را می‌زند.

در تهران و سایر کلان‌شهرها، قیمت قبر و خدمات تدفین با شتابی بی‌سابقه بالا رفته است. قبرهایی که روزی نماد آرامش بودند، حالا به کالایی لوکس تبدیل شده‌اند که تنها اقشار مرفه قادر به خرید آن هستند. خانواده‌ها با وام و قرض تلاش می‌کنند عزیزانشان را در خاک بسپارند، در حالی که دفاتر خدماتی با سیاست‌های غیرشفاف و سوءاستفاده از کمبود زمین، نرخ‌ها را چند برابر کرده‌اند.

نمی‌دانم چرا مردن هم باید هزینه‌بردار باشد!

گرانی‌ها تصادفی نیستند. کمبود زمین، ضعف مدیریت شهری و افزایش قیمت مصالح دفن، بهانه‌هایی برای تحمیل هزینه‌های اضافی به خانواده‌هاست. دفاتر خدماتی با کارت‌های طلایی، نرخ‌های نجومی و تبلیغات غیرشفاف، عملاً یک بازار سیاه و قانونی برای مرگ ایجاد کرده‌اند.

وقتی حتی مردن هم به یک کالای تجاری تبدیل می‌شود، معنای انسانی زندگی و مرگ زیر سوال می‌رود. این یک بحران اخلاقی و اجتماعی است، نه فقط اقتصادی.

پیامد این وضعیت روشن است: خانواده‌های کم‌درآمد یا متوسط، مجبور به کوتاه آمدن در مراسم، کاهش عزاداری و حتی تحقیر اجتماعی می‌شوند. این فشار مضاعف، درد از دست دادن عزیز را دوچندان می‌کند و جامعه‌ای که در آن مرگ هم پولی شده، به سکوی بی‌اعتمادی و بی‌رحمی تبدیل می‌شود.

و باز هم، نهادهای مسئول کجا هستند؟ سازمان‌ها و شهرداری‌ها که وظیفه نظارت بر دفاتر خدماتی را دارند، در خواب غفلت‌اند. خانواده‌ها باید بین احترام به عزیزان و توان مالی خود یکی را انتخاب کنند؛ این یعنی بی‌عدالتی مطلق در جامعه.

وقتی قبر و خاکسپاری به یک بازار سودآور تبدیل می‌شود، باید پرسید چه کسی از این رانت سود می‌برد؟ چه کسی مسئول این بی‌تدبیری و فشار بر خانواده‌هاست؟ پاسخ روشن است: هیچکس به شکل واقعی پاسخگو نیست.

زمانی که حتی مرگ هم هزینه‌بردار می‌شود، جامعه‌ای که در آن زندگی و انسانیت تابع پول شده است، در معرض بحران اخلاقی و اجتماعی قرار دارد. اگر امروز اعتراض نکنیم، فردا هیچ عزتی در زندگی و مرگ باقی نخواهد ماند.

  • نویسنده : مونا ربیعیان