این تصویر امروز ماست. هر روز مردم برای زنده ماندن قسط می‌دهند. هر روز خوراک، دارو، اجاره و قبض‌ها سنگین‌تر می‌شوند. اما بازار گوشی‌های لوکس و کالاهای غیرضروری هنوز پررونق است. این تناقض، فریادی است از واقعیت تلخ جامعه.

نان را قسطی می‌خوریم، اما آیفون آخرین مدل در دست داریم.

این جمله کوتاه، تلخ و بی‌رحم، بازتاب اولویت‌های وارونه جامعه ماست. وقتی زندگی واقعی مردم ارزشی ندارد، اما ظاهر و نمایش ارزشمند است، نتیجه جز بحران اقتصادی و اجتماعی نخواهد بود.

یکی از شهروندان می‌گوید: «برای نان شب قسط می‌کنم، اما همکارم آیفون ۲۰ میلیون تومانی می‌خرد. این مسخره است. واقعاً مسئولان کجا هستند؟»

این صدا، صدای جمعیتی است که هر روز فشار اقتصادی را تحمل می‌کند، اما سیاست‌گذاران و بازارهای لوکس همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.

تورم، رکود، نابرابری.

این‌ها تنها واژه نیستند، واقعیت زندگی ما هستند. وقتی حقوق و درآمد مردم هر روز کوچک‌تر می‌شود، اما کالاهای لوکس در دسترس برخی قرار دارد، پیام روشن است: زندگی واقعی مردم ارزشی ندارد.

مسئولان در دفترهایشان نشسته‌اند و چشم خود را بر واقعیت‌ها بسته‌اند. اما مردم در خیابان، در خانه و در صف‌های طولانی فروشگاه‌ها، در حال خرد شدن هستند.

این وضعیت یک هشدار است: جامعه‌ای که در آن مردم برای نان شب قسط بدهند اما کالاهای غیرضروری خریداری کنند، در مسیر فروپاشی است.

هر روز که می‌گذرد، شکاف‌ها عمیق‌تر می‌شوند. نابرابری اقتصادی به نابرابری اجتماعی پیوند می‌خورد و فشار روانی، خشم و سرخوردگی جمعی را شکل می‌دهد.

این جمله کوتاه، باید زنگ هشداری باشد برای همه: مردم، رسانه‌ها و مسئولان. جامعه‌ای که در آن نیازهای واقعی مردم تأمین نمی‌شود اما کالاهای غیرضروری رونق دارند، دیر یا زود فرو می‌ریزد.

یکی دیگر از شهروندان می‌گوید: «اجاره خانه، دارو و خوراک هر روز گران‌تر می‌شود. اما دوستانم گوشی‌های ۳۰ میلیونی خریداری می‌کنند و در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهند. این تناقض را چه کسی می‌بیند؟»

این تصویر تلخ، حقیقت جامعه ماست: زندگی واقعی در حاشیه، ظاهر در مرکز.

مسئولان باید پاسخگو باشند.

نبود استراتژی برای کنترل تورم و کاهش نابرابری، جامعه را به پرتگاه می‌برد. وقتی مردم برای زنده ماندن قسط می‌دهند، اما کالاهای لوکس در دسترس برخی هستند، نتیجه چیست؟ نارضایتی، استرس، و بحران اجتماعی.

این وضعیت تنها اقتصادی نیست. این وضعیت فرهنگی است.

فرهنگی که در آن ارزش‌ها با پول و ظاهر اندازه‌گیری می‌شوند، انسانیت و واقعیت زندگی را نابود می‌کند. خانواده‌ها برای نان شب قسط می‌دهند، اما همزمان خود را درگیر چرخه بی‌پایان مصرف‌گرایی می‌کنند.

این یک آینه تلخ است از جامعه‌ای که اولویت‌هایش به هم ریخته و سیاست‌گذاران و مسئولان پاسخگو نیستند.

این جمله، باید در همه جای جامعه طنین‌انداز شود. باید تکان دهنده باشد. باید مسئولان را مجبور به پاسخگویی کند.

  • نویسنده : مونا ربیعیان