تحریم فقط یک واژه سیاسی یا اقتصادی نیست؛ تحریم برای بسیاری از کارگران، تولیدکنندگان و صاحبان صنایع ایرانی به معنای اضطراب دائمی، بی‌ثباتی و فرسایش روانی است. سال‌هاست که کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی در فضایی فعالیت می‌کنند که هر روز آن با نگرانی تازه‌ای همراه است؛ از کمبود مواد اولیه و جهش نرخ ارز گرفته تا کاهش فروش، دشواری صادرات و ترس از تعطیلی خطوط تولید. در چنین شرایطی، فشار اقتصادی تنها به ترازنامه کارخانه‌ها محدود نمی‌شود، بلکه مستقیماً بر روح و روان میلیون‌ها نفر اثر می‌گذارد.

کارگری که هر روز با نگرانی تعدیل نیرو سر کار می‌رود، مدیری که نمی‌داند فردا مواد اولیه مورد نیازش تأمین می‌شود یا نه، و تولیدکننده‌ای که هر لحظه نگران تغییر قوانین، قیمت ارز یا بسته شدن مسیرهای تجاری است، همگی در معرض فرسودگی ذهنی و اضطراب مزمن قرار دارند. نااطمینانی اقتصادی یکی از سنگین‌ترین فشارهای روانی را ایجاد می‌کند؛ زیرا انسان زمانی احساس امنیت می‌کند که بتواند آینده خود را پیش‌بینی کند. در دوران تحریم، این حس پیش‌بینی‌پذیری تا حد زیادی از بین می‌رود.بسیاری از فعالان صنعتی امروز بیش از آنکه به توسعه فکر کنند، درگیر بقا هستند. این وضعیت به مرور امید و انگیزه را کاهش می‌دهد و احساس خستگی جمعی را در فضای تولید به وجود می‌آورد. وقتی کارخانه‌ای ظرفیت تولید خود را کم می‌کند یا کارگری ماه‌ها نگران دریافت حقوق است، فشار روانی تنها محدود به محیط کار نمی‌ماند و به خانواده‌ها نیز منتقل می‌شود.در کنار این مسائل، بی‌پولی و کاهش درآمد باعث افزایش اضطراب، ناامیدی و حتی احساس شکست اجتماعی در میان بخشی از مردم شده است. فردی که توان برنامه‌ریزی برای آینده، خرید خانه، تشکیل زندگی یا تأمین حداقل رفاه را ندارد، به مرور دچار احساس فرسودگی روانی می‌شود. بسیاری از جوانان امروز بیش از سن واقعی خود احساس خستگی و پیری می‌کنند؛ زیرا فشار اقتصادی فرصت آرامش و امید را از آن‌ها گرفته است.با این حال، صنایع ایران همچنان به فعالیت ادامه می‌دهند و میلیون‌ها نفر در همین شرایط سخت تلاش می‌کنند چرخه تولید متوقف نشود. شاید مهم‌ترین سرمایه امروز اقتصاد ایران، همین مقاومت روانی و امید به عبور از بحران باشد؛ امیدی که اگرچه زیر فشار مشکلات کمرنگ شده، اما هنوز کاملاً خاموش نشده است.

  • نویسنده : حسین کریمی